به نام او...
با قایق خیال به دریای چشم تو
می امدم به تما شای چشم تو
برخورد پلکهای تو طوفان نوح را
از سر گرفته بود به دنیای چشم تو
مثل تمام خا طره هایم قشنگ بود
ان باغ پرشکوفه رویای چشم تو
ان شب چه خوب قصه زیبای عشق را
خواندم زهر تبسم زیبای چشم تو
انگار مثل واژه یک سیب تازه بود
مفهوم بیت بیت غزل های چشم تو
ای کاش می باشد از همه دنیا کناره جست
تنها برای دیدن دنیای چشم تو
به نام او ...
کنار چشمه ای بودم در خواب
تو با جامی روبودی ماه از اب
چو نوشیدیم از ان جام گوارا
تو نیلو فر شدی من اشک مهتاب
به سراغ من اگر می ایی
نرم واهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
هرکی که می گه عاشق و بی قرارتم دروغه
هرلحظه در انتظا رتم دروغه
هر کی می گه رفیقتم دشمن جونه
پیمونه محبتش ساغر خونه